العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

198

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

به خدا قسم اگر پيامبر خدا آن طور كه به اين مردم در بارهء ما سفارش كرده راجع بكشتن ما توصيه ميكرد اينان بيشتر از اين بما ظلم نميكردند و ما را نمىكشتند . إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون چه مصيبتى است كه دچار ما شد . دردناكترين ، سوزنده‌ترين ، گرانبار - ترين ، غليظترين ، تلخترين و گزنده‌ترين مصيبت‌ها است . اجر و ثواب اين مصائب و مظلوميت‌ها را از خدا ميخواهم زيرا خدا مقتدر و گيرندهء انتقام است . سپس صوحان بن صعصعة بن صوحان كه مردى زمين گير بود برخاست و در بارهء زمين گير بودن خود كه در مقابل حضرت سجاد نشسته بود از آن حضرت عذر خواهى كرد و امام سجاد عذر او را پذيرفت ، حسن ظن در بارهء او پيدا كرد از او تشكر و براى پدرش طلب رحمت كرد . نيز سيد بن طاوس مينگارد : از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده : حضرت امام زين العابدين عليه السلام مدت چهل سال در حالى كه صائم النهار و قائم الليل بود در عزاى امام حسين گريه كرد . هنگامى كه وقت افطار فرا ميرسيد غلام آن بزرگوار خوراكى و آشاميدنى آن حضرت را حاضر ميكرد و در مقابل آن بزرگوار مىنهاد و ميگفت : اى مولاى من افطار كن . حضرت سجاد ميفرمود : قتل ابن رسول اللَّه جائعا ، قتل ابن رسول اللَّه عطشانا . يعنى پسر پيامبر خدا گرسنه كشته شد ! پسر پيغمبر خدا با لب تشنه شهيد شد ! آن بزرگوار همچنان اين سخنان را ميگفت و گريه ميكرد تا اينكه غذاى آن حضرت بوسيلهء اشك چشمش تر ميشد و آب آشاميدنى آن بزرگوار با اشك چشمش ممزوج ميگرديد . حضرت سجاد عليه السلام هميشه اين حال را داشت تا بلطف خدا پيوست و از دنيا رحلت كرد . يكى از غلامان حضرت امام زين العابدين ميگويد :